چند مطلب جدید نویسنده: شبکه عالم - ۱۳۸٩/۱٢/٢٧

بهار

وقتی بهاره  تو حرف می زنی انگار اصلا زمستون نبوده

تابستونا سایت دلچسبن

تولدت مبارک تولدت با تولد طبیعت یکی شده

چقد تو بهاری بودی که تو بهار به دنیا اومدی

سایت قشنگه وقتی خورشید می درخشه

حرفات مثل زمزمه جویبار می مونه

وقتی می خندی انگار صدای نسیم باد میاد

اما وقتی عصبانی میشی و می غری دیگه حتما باید چه جا برای فرار پیدا کرد

البته بهار یعنی همین یعنی یعنی یعنی همه اینا با هم

اما ای کاش هیچ وقت صاعقه نشی و دلیو نسوزونی

 ------------------------------------------

چقد سنگینه

چقد شوره

چقد برشته اس

چقد سرده

چقد شکستس

چقد نامرده

چقد خنده داره زندگی 

چقد دیر تازه میشه فکرا

چقد زود تموم میشه عمرا

چقد  کمه محبت وقتی عشق نیست تو دلها

چقد سفیدن وقتی سردن آبا

چقد یخن سایه ها تو فصل دلهای زمستونی

------------------------------------------------------------ 

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

هر چه مست بود بگرفتند و جانانه زدند

همه بی حال و پریشان زآثار عمل

همه آشفته و حیران ز اسرار نهان

این همه مستی زچه رو شد عیان

اینهمه لج و لجبازی به عشاق چرا

مستی و کبر و غرور آخر بی خردی است

جام عقلی که شکست ، کرده او را شرام

تو بهوش باش که ملائک  مرد عاقل نزنند

خود شنیدم که غریبی زمزمه می کرد به لب

عقل انسان سپر اوست هنگام نبرد 

هر که مست شد نتوان نگهش داشت به دست

هرکه سپر داشت حین نبرد ، پیروز است

ورنه مستانه شدن خود سوز است

 -----------------------------------

نمی دانم کجایم

نمی دانم چرایم

نمی دانم همیشه

کجای این ناکجایم

 ----------------------------------------------

وقتی بچه بودم فکر میکردم کنجشکک اشی مشی فقط یه دونه است اما بعدا فهمیدم نه همه گنجشکا می تونن اشی مشی باشن البته اگه خودشون بخوان . شرطش اینه که بپرن تو حوض نقاشی تا داستانشون شروع بشه

  نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.